برای مدیران ایرانی

مقالات و نکات مدیریتی برای ارتقای تولید ملی

برای مدیران ایرانی

مقالات و نکات مدیریتی برای ارتقای تولید ملی

مراقب سندرم آپولو در استخدام کارکنانتان باشید

سمه تعالی
با سلام و احترام
 در پاسخ به مطلب بسیار جالب و کاربردی جناب استاد درگی
 می توان گفت از آنجا که افراد مبتلا به سندرم آپولو به لحاظ  وجود دانش، مهارت و توانایی های بنیادی و نهادینه شده، ضعیف هستند به نظر می رسد یک راهکار ، قراردادن آنها در یک موقعیت آزمایشی  و پایلوت جهت آزمون میزان دانش و مهارت و توانمندی آنها در عمل است. مسلما در صورت عملکرد نامناسب آنها، می توان دریافت که شخص مورد نظر ، مبتلا به این بیماری است وادعاهای وی چیزی جز  هیاهو نیست
البته این راهکار ممکن است زمان بر و هزینه بر باشد لذا با یک پرسشنامه استخدامی که به صورت علمی و با هدف سنجش میزان دانش و مهارت حرفه ای  وتخصصی افراد تهیه شده باشد نیز می توان به این هدف دست یافت
 پیروز باشید
دکتر علیرضا حدادیان  
2012/5/2 Parviz Dargi <info@tmba.ir>

"خانواده TMBA بزرگ‌تر می‌شود" عنوان آگهی شرکت‌TMBA بود که هفته گذشته در روزنامه همشهری درج شد. سایت‌های کاریابی و روزنامه بازار کار نیز این آگهی را در سایت خود قرار دادند و یا چاپ کردند.

TMBA در سال جدید ناگزیر به توسعه و گسترش بود. دریافت مجوز آموزشگاه بازارسازان از سازمان فنی-‌حرفه‌ای سبب شد تا نیاز داشته باشیم مدیری را برای این آموزشگاه استخدام کنیم. هنوز هم در پی استخدام فردی کاردان و واجد شرایط هستیم. برای سایر دپارتمان‌ها نظیر تحقیقات بازار، استعدادشناسی منابع انسانی شایسته بازاریابی، انتشارات بازاریابی،و....  نیروهای بیشتری می‌خواهیم.

درج و چاپ این آگهی سبب شد تا عملاً با مجموعه وسیعی از رزومه‌ها روبه‌رو شویم. تعداد فراوان و دور از انتظار رزومه‌ها در جای خود، استنباط‌های فراوانی را به ذهن می‌آورد. نخست آنکه پیام انتخاب شده برای آگهی، اثر بخش بوده، دوم آنکه آگهی در محل مناسبی در معرض دید واقع شده و ....

اما رزومه‌های دریافتی را از یک منظر می‌توان به چند دسته تقسیم کرد؛

طبقه‌بندی رزومه‌های دریافتی

1)رزومه‌های درخشان و دور از انتظار:

رزومه‌های فراوانی دریافت شد که استادان و افراد صاحبنظر با پیشینه درخشان علمی و اعتبار حرفه‌ای ارسال کردند. برخی از این افراد در زمره دوستان نزدیکم هستند و در مراکز متعدد، حضوری شاخص دارند. شایسته است خداوند را شاکر باشم که همواره در پی راهی بودیم تا همکار این عزیزان باشیم و اکنون آنان با بزرگ منشی پیشدستی کردند و ما را مرهون لطف خود قرار دادند. همکاری با هر یک ازآنان همواره آرزویم بوده است و افتخاری است که به آن می‌بالم.

برخی از این بزرگواران را از نزدیک می‌شناسم و درباره توانایی‌های آنان آگاهم. با وجود این ، هیچ تماس تلفنی نگرفتند و با ارسال رزومه رفتار حرفه‌ای‌شان را آشکارا نشان دادند که "حرفه‌ای می‌اندیشند" و "حرفه‌ای رفتار می‌کنند" .

2) رزومه‌های تکراری یا استادان ارسال رزومه برای سازمان‌ها:

در طول سال گذشته با برخی رزومه‌ها روبه‌رو شدم که حداقل در 6 تا 7 سازمان دیگر نیز آنها را دیدم. به دلیل کار مشاوره‌ای‌ام برای سازمان‌ها، وظیفه‌ام همواره انتخاب نیروهای شایسته در آن سازمان‌ها برای حوزه مارکتینگ و فروش است. جالب آنکه بخشی از رزومه‌های دریافتی را قبلاً در سازمان‌های دیگر دیده بودم. این افراد اگر افراد قابلی بودند، در طول یکی دو سال اخیر احتمالاً در جایی مشغول می‌شدند. ظاهراً این گروه، اصلی‌ترین وظیفه خود را ارسال رزومه می‌دانند.

3)رزومه‌های افراد شاغل:

بسیاری از رزومه‌های دریافتی در روزهای اول، از سوی افرادی بود که در جایی مشغول‌اند.

این گروه همچنان با ارسال رزومه در جستجوی "جای بهتر و پر درآمدتر" هستند. این "نارضایتی همه‌گیر" برای فضای کار غم انگیز است. کمتر کسانی را می‌یابید که با "رضایت کامل" در جایی کار کنند. این گروه از متقاضیان کار همواره دوست دارند جایی مناسب‌تر پیدا کنند بی‌آنکه درصدد باشند که خودشان ، محل کارشان را به جایی مناسب تبدیل کنند که دیگران در آرزوی استخدام آن محل باشند.مایکروسافت به دلیل حضور افراد سرآمد، برای بسیاری از دانشجویان با هوش همچنان یک موقعیت شغلی عالی است. اما چه کسانی با چه مرارت‌هایی توانستند این شرکت را به شرکتی پیشتاز تبدیل کنند که اکنون "سودای برترین‌ها" است؟ کارکنانی خلاق با پیگیری و پشتکار، دانایی خود را به کار بستند تا شرکتی با "تصویر ذهنی مطلوب" بیافرینند.

4)رزومه‌های افراد کم دقت:

برخی روزمه‌های دریافتی، بی‌ارتباط با مشاغل مورد نیاز آگهی است. ظاهراً برخی از افراد بدون توجه به متن آگهی، مبادرت به ارسال رزومه می‌کنند. احتمالاً با ضرب المثل "سنگ مفت، گنجشک مفت" می‌خواهند کاری کرده باشند. برای مثال در بین مشاغل مربوط به آگهی، پست مالی یا الکترونیک نبوده، اما تعداد معدودی از رزومه‌ها برای این پست ارسال شده بود.

درباره رزومه‌های رسیده، حرف‌های بیشتری دارم که تمایل دارم در اینجا صرفاً به یک موضوع و آن "سندرم آپولو" بپردازم. این سندرم کاملاً خطرناک است. می‌تواند وقت و انرژی مدیران منابع انسانی بویژه گروه جذب و استخدام را ببلعد بی‌آنکه نتیجه سودمندی حاصل شود.

سندرم یا نشانگان آپولو

سندرم، معادل واژه Symptom   complex  یاsyndrome است. سندرم آنچنان‌که در بین متخصصان پزشکی تعریف شده به گروهی از علائم و نشانه‌ها می‌گویند که همراه هم بیماری را شکل می‌دهند. این بیماری مبهم‌تر از یک اختلال یا یک بیماری خاص است.

علاقه‌مندم این سندرم را نیز با" نگرش بازار ایران" توضیح دهم. حتماً شنیده‌اید که در ضرب المثل‌های فارسی می‌گفتند: مگر  آپولو هوا می‌کنی؟ مگر می‌خواهی موشک هوا کنی؟ در این ضرب المثل، به شخص می‌گوید که به جای بزرگ‌نمایی، اغراق، و گزافه‌گویی بهتر است کار انجام دهد. خودِ کار هم چندان عجیب و غریب نیست. پس نیازی به پروپاگاندا و تبلیغات ندارد. با سرو صدا و هیاهو کردن هم، موضوع اهمیت بیشتری پیدا نخواهد کرد.

در کتابهای "منابع انسانی" این واژه نفوذ کرده و از آن با "سندرم آپولو" یاد می‌کنند. شخصی در پایگاه فضانوردی آپولو سبب شده تا این واژه در متون ادبیات "منابع انسانی" رایج شود. "کیپ کندی" در ساحل شرقی ایالت فلوریدای آمریکا، پایگاه فضانوردی بوده و مأموریت‌های پروژه آپولو در آنجا اجرا می‌شده. این پایگاه یعنی "کیپ کندی" است که آپولو 11 به فضا می‌رود.

شخصی در این پایگاه، وظیفه داشته تا برای دانشمندان قهوه درست کند. با موفقیت فضانوردان، این شخص جو گیر شده، موفقیت را به خود می‌گیرد. استدلال جالبی هم این آبدارچی خوش اشتها دارد: اگر به موقع برای دانشمندان "کیپ کندی" قهوه درست نمی‌کرده، آنها می‌خوابیدند و حالا هم آپولو بر روی کره ماه نمی‌نشست!

برای این اشخاص احتمالاً در مجموع رفتارهایی از این قبیل را می‌توان سراغ گرفت: اغراق، گزافه‌گویی، جاه طلبی، آفتابی شدن در جلوی دوربین، یادگیری‌های سریع و درخشان، پرستیژ رفتاری متناسب با موضوع بخشی از این سندرم است. برای مثال در بیمارستان‌ها، با برخی مستخدمان، پرستاران و کادر پزشکی روبه‌رو شده‌اید که با جراح حاذق و نامی کار می‌کنند. برخی از این افراد، شبیه جراح حاذق لباس می‌پوشند، صحبت می‌کنند، پس از انجام عمل موفق جراحی، در معرض دید وابستگان مریض قرار می‌گیرند تا خبر موفقیت‌آمیز جراحی را نخست آنها بگویند.

گفتنی‌ آنکه هر یک از نشانه‌ها، نه مرضی هستند و نه شخص واجد آن دچار اشکال یا اختلال رفتاری است. آنچه موضوع را تبدیل به نشانگان مرضی می‌سازد، ترکیب مجموعه این علائم و نشانه‌ها است. حضور این نشانه‌ها بدون پشتوانه‌های دانشی، مهارت‌های حرفه‌ای، و صلاحیت‌های کاری کار دست افراد می‌دهد.

دانشمندان مخترع آپولو به طور قطع و یقین باید جاه‌طلبی‌های فراوانی داشته باشند. جاه طلبی در کنار سایر صلاحیت‌های علمی و فضیلت‌های رفتاری سبب می‌شود تا دانشمند بی‌وقفه در کوششی خستگی ناپذیر بر آن باشد تا پروژه‌ای موفقیت‌آمیز پایان یابد. یادگیری‌های سریع لازمه روحیه‌ی کنجکاو دانشمندان است. اما آنچه سبب اختلال در سایر افراد نظیر اشخاص در رده‌های پایین کیپ کندی می‌شود آن است که این یادگیری، مقطعی است. چون شخص در این پایگاه در حال رفت‌وآمد به اتاق دانشمندان، بوده با مجموعه‌ای از اطلاعات پراکنده روبه‌رو است که به لحاظ تعدد و تنوع بیش از یک دانشجوی دکتری فیزیک یا مکانیک است.

 به طور حتم با مستخدمان و آبدارچی‌هایی روبه‌رو شده ‌اید که نزد مقامات علمی یا اداری بدون واسطه رفت‌وآمد می‌کنند. این گرو ه از افراد به دلیل این رفت‌وآمد مستمر برای پذیرایی نظیر چای بردن، قهوه درست کردن، آماده سازی غذا، از گفتگوهای حضوری درون اتاق آگاه می‌شوند، و یا به هنگام ورود و خروج، گفتگوی تلفنی مدیر به گوششان می‌رسد. در نتیجه اطلاعات و اخباری را دارند که عالی‌ترین معاونان و کارشناسان نیز از آن بی اطلاع هستند.

در هنگام مصاحبه برای استخدام چنین افرادی همواره باید تحت تأثیر "حرف‌های بزرگ بزرگ" این افراد قرار نگیریم. چگونه؟

شما چه پیشنهاد یا تکنیکی را در مواجهه با به کارگیری این گروه از داوطلبان پذیرش شغل توصیه می‌کنید.

                                                                                                                                                                                                                                                            سبز باشید

 

--
شما این ایمیل را به خاطر عضویت در گروه " جامعه مجازی مدیران ایران" دریافت نموده اید.
آدرس ارسال ایمیل به گروه : modiriran@googlegroups.com
آدرس ایمیل برای لغو عضویت : modiriran+unsubscribe@googlegroups.com
اطلاعات بیشتر : http://groups.google.com/group/modiriran?hl=fa
www.modiran-iran.ir - www.ModirIran.ir - www.OnlineManagers.ir



--
Dr. Alireza Hadadian
Ph.D. in Marketing Management
www.hadadian.com
info@hadadian.com

--

راه حل

راه حل

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم :

شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند!!!

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است!

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما می‌خواهید تختتان کنار پنجره باشد؟!!


********

1.راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست!!!

2.در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی !!!

3.همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست...   

سخن روز :  مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک لامپ از آن استفاده نمی کنیم .ویلیام جیمز

درصد یادگیری

درصد یادگیری
 
http://photos.dreamthisday.com/colonial-men-reading.jpg
 We Learn...
 10% of what we read,
 20% of what we hear,
 30% of what we see,
 50% of what we see and hear,
 70% of what we discuss,
 80% of what we experience,
 95% of what we teach others.
   - William Glasser
 
 
 %10  درصد از آنچه می خوانیم،
 20 % از آنچه ما می شنویم،
 30 % از آنچه ما می بینیم،
 50 % از آنچه ما می بینیم و می شنویم ،
 70 % از آنچه بحث می کنیم،
 80 % از آنچه تجربه می کنیم،
 95 % از آنچه که ما
به دیگران می آموزیم .
 


تفاوت زن و مرد از نظر روانشناسی


-1 نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.
 - 2بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند.
زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
 -3 مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
 -4 هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
تفاوتهای روانشناسی
5- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
6- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
7- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
8- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
9- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
10-مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
11-مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
12-زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
13-بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
14- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند

 

زندگی لاک پشتی

یک روز خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیک نیک  بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت، خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان  بالاخره پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیک نیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیک نیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.

لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گرچه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد.

سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد.

در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!

نتیجه اخلاقی:

بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم