برای مدیران ایرانی

مقالات و نکات مدیریتی برای ارتقای تولید ملی

برای مدیران ایرانی

مقالات و نکات مدیریتی برای ارتقای تولید ملی

کتاب: هنر رزم

هنر رزم

مدیر موفق= کسی که فرآیند برنامه ریزی استراتژیک را بداند و با مدیریت به صورت علمی بر خورد نماید.

برای بالا بردن مهارتهای مورد نیاز فرایند مدیریت استراتژیک باید کارگاهها و منابع مربوطه را مطالعه نمایید.در این راستا، برای درک بهتر ،کتاب هنر رزم سون زو  را پیشنهاد می‌کنم.  فکر را بازتر وتوانایی تحلیل و نوشتن برنامه ریزی استراتژیک را بهبود می‌بخشد. (البته مطالعه نسخه انگلیسی را پیشنهاد میدهم Download)

 

The Art of War

  1. Laying Plans
  2. Waging War
  3. Attack by Stratagem
  4. Tactical Dispositions
  5. Energy
  6. Weak Points and Strong
  7. Maneuvering
  8. Variation in Tactics
  9. The Army on the March
  10. Terrain
  11. The Nine Situations
  12. The Attack by Fire
  13. The Use of Spies

Features

Learn how to search, browse, and reference individual passages quickly and easily for use on your own site or bibliography.

Read the entire text in an easy-on-the-eyes, self-turning online booklet.

Download PDF and plain text versions of the book.

Information about this translation, credits.

Начало формы

Конец формы

 

قسمتی از کتاب کاش حقیقت داشت

قسمتی از کتاب کاش حقیقت داشت
  مارک لوی
 
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتاد و شش هزار و چهارصد دلار پول می گذاره ولی دوتا شرط داره.
 یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی. هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه.
 شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد.
حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟» او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا" ..... «همه مااین حساب جادویی را در اختیار داریم: زمان.
این حساب با ثانیه ها پر می شه. هرروزکه از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم. لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته.
 دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو می شه و هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن. یادت باشه که من و تو فعلا" از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم. بیا اززمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم.     

انجمن مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور اردکان

تأملاتی پیرامون اقتصاد آموزش

تأملاتی پیرامون اقتصاد آموزش
رهایی از تله فقر با عبور از ایستگاه آموزش


اشاره:
این مقاله را با سخنی از «گوآن ژونگ»، فیلسوف چینی قرن هفتم میلادی آغاز می‌کنیم:


«اگر برای یک سال برنامه‌ریزی می‌کنید، دانه‌ای بکارید. اگر برای ده سال برنامه‌ریزی می‌کنید، درختی بکارید. اگر می‌خواهید برای صد سال آینده برنامه‌ریزی کنید، مردم را آموزش دهید. زمانی که دانه‌ای می‌کارید فقط یک خوشه درو می‌کنید، اما زمانی که به مردم آموزش می‌ دهید، صدها خوشه به دست خواهید آورد»

در سراسر جهان، این مساله اثبات شده است که ارتقای میانگین سطح تحصیلات شهروندان، احتمال یافتن مشاغل را افزایش می‌دهد‌، ضمن آنکه دستمزدها نیز برای افراد تحصیل‌کرده بیشتر خواهد بود. دستکم می‌توان این‌طور گفت که احتمال ناچیزی وجود دارد که خانواده‌های تحصیل‌کرده، در «فقر شدید» غوطه‌ور شوند. افراد دچار «فقر شدید» در جوامع در حال توسعه، معمولا افرادی با سطح سواد پایین هستند و بخش بزرگی از آنها حتی تحصیلات ابتدایی را به پایان نرسانده‌اند. به این ترتیب امری که به اثبات رسیده این است که توسعه آموزش، نقشی کلیدی در کاهش «فقر شدید» دارد.
در این مقاله تاثیر آموزش بر فقر را بررسی می‌کنیم:


تاثیرات مثبت توسعه سرمایه‌گذاری در آموزش
سرمایه‌گذاری در بخش آموزش می‌تواند تاثیرات مثبت اقتصادی و اجتماعی متعددی داشته باشد که عبارتند از:

الف) آموزش عموما یکی از ابزارهای قدرتمند برای کاهش فقر، تقویت رشد اقتصادی، ایجاد محیط رقابتی و سالم محسوب می‌شود. نهادهای آموزشی، شهروندان را برای مشارکت در فعالیت‌های مرتبط با زندگی اجتماعی از جمله فعالیت‌های اقتصادی آماده می‌کنند. برای نمونه در اواسط قرن بیستم، کره جنوبی از یک اقتصاد مبتنی بر کشاورزی به یک اقتصاد دانش‌محور نقل مکان کرد. در آن سال‌ها اقتصاد کره جنوبی بر کشاورزی و ماهیگیری مبتنی بود، اما در سال 2002، معادل 63 درصد استخدام‌‌ها در این کشور به بخش خدمات مرتبط بود و کشاورزی و ماهیگیری تنها 4 درصد از اشتغال این کشور را به خود اختصاص داده بود. این تغییرات مرهون سرمایه‌گذاری در دانش بوده است. سرمایه انسانی (human capital) یکی از مولفه‌ های مهم رشد اقتصادی پایدار است و ارتقای مثبت سطح سرمایه انسانی هم از طریق توسعه آموزش امکان پذیر است.

ب) آموزش شهروندان جامعه می‌تواند به افزایش فرصت‌های شغلی منجر شود. به عبارت دیگر، افزایش سرمایه انسانی هر فرد، باعث می‌شود فرصت‌‌های شغلی بیشتری در دسترس او باشد و در نتیجه میزان نیاز وی به جست‌وجو برای یافتن شغل را کاهش می‌دهد.
ج) آموزش بر رفتار مردم تاثیر می‌گذارد و به نظر می‌رسد که با افزایش آموزش و سطح تحصیلات، میزان ارتکاب انواع جرائم نیز کاهش خواهد یافت. برای نمونه در بریتانیا 80 درصد از زندانیان، توانایی اندکی برای خواندن و نوشتن دارند و پژوهش‌ها نشان می‌دهد، زندانیان بی‌سواد یا کم‌سوادی که در طول دوره زندانی بودن خود تحت پوشش آموزش قرار نگرفته و پس از پایان دوره مجرمیت خود همچنان بی‌سواد یا کم‌سواد هستند، احتمال بیشتری وجود دارد که دوباره مرتکب جرم شوند. این مساله می‌تواند هزینه‌های زیادی را بر نظام قضایی یک کشور وارد کند. بنابراین می‌توان این‌طور گفت که آموزش همانند «کالای شبه عمومی» (quasi-public goods) است و «اثرات خارجی مثبتی» (positive externalities) را بر جامعه خواهد گذاشت.
د) بهبود سطح آموزش زنان، زیربنای ارتقای جایگاه زنان در جامعه و کاهش نابرابری‌های جنسیتی به حساب می‌آید.
ه) افزایش تعداد زنان تحصیل‌کرده به کاهش رشد جمعیت کشور، افزایش مراقبت‌های بهداشتی از کودکان و مشارکت زنان به عنوان نیروی کار منجر می‌شود که می‌تواند به افزایش درآمد خانواده‌ها کمک کند.
و) میزان مرگ و میر کودکان در خانواده‌های تحصیل‌کرده بسیار کمتر از خانواده‌های با سطح سواد پایین است. همچنین بهداشت و سلامتی بیشتر کودکان، در ارتقای آموزش نسل بعد هم تاثیر مثبت می‌گذارد. به علاوه مادران تحصیل‌کرده از تحصیل فرزندان خود حمایت و به کیفیت آن توجه بیشتری می‌کنند.
با این توضیحات، به نظر می‌رسد که توسعه کمی و کیفی آموزش، تاثیرات مثبت زیادی را بر اقتصاد خواهد گذاشت. آموزش به کاهش فقر کمک می‌کند، بهره‌وری کارگران را افزایش می‌دهد و به تشکیل نیروی کار کارآمدتر و توانمندتر کمک می‌کند و به این ترتیب محیط اجتماعی مساعدی را فراهم می‌ کند که می‌تواند در افزایش اقبال سرمایه‌گذاران خارجی، تاثیرگذار باشد.

کاهش فقر، کلید حل معمای ترک تحصیل
کودکان فقیر مشکلات زیادی برای نظام آموزشی به وجود می‌آورند. محدودیت‌های ناشی از بودجه خانواده مولفه مهمی است که بر آموزش و تحصیل کودکان نیز تاثیر می‌گذارد. حتی در صورت وجود مدارس باکیفیت و معلمان باتجربه نمی‌توان به آموزش کودکان فقیر امیدوار بود. زندگی در محیط و خانواده‌ای که با فقر دست و پنجه نرم می‌ کند و فقدان توانایی خانواده برای تهیه کتاب و لوازم‌التحریر و هزینه رفت و آمد به مدرسه، می‌تواند چشم‌انداز تحصیل کودکان خانواده‌های فقیر را با ابهام مواجه کند. فقدان منابع به این معنی است که کودکان فقیر باید برای دسترسی به امکاناتی که همسالان خود دارند، رهسپار نبرد دشواری بشوند. همچنین آموزش‌ های غیررسمی که کودکان خانواده‌های فقیر در خارج از مدرسه (محیط خانواده یا مکان‌‌های نامناسب) با آن مواجه می‌‌شوند نیز، ممکن است بر آموزش رسمی آنها تاثیرات منفی بگذارد.
فقر، تقاضا را برای آموزش و تحصیل کاهش می‌دهد و می‌توان این طور گفت که ارتباط میان آموزش و فقر، ارتباطی دوسویه است: «فقر» هم یکی از «دلایل» و هم یکی از «اثرات» فقدان آموزش است. برای نمونه در بنگلادش فقر خانواده‌ها (بر اساس گزارش سال 2009، معادل 36 درصد جمعیت بنگلادش زیر خط فقر زندگی می‌کنند) دلیل عمده حضور کودکان در بازار کار و ترک تحصیل آنها محسوب می‌شود. پژوهش‌ها اثبات کرده‌اند که بهترین ساز و کار برای رهایی از تله فقر، توسعه کمی و کیفی آموزش است.
باید اضافه کرد که رشد بالا و پایدار اقتصادی در کشورهای در حال توسعه می‌تواند به کاهش چشمگیر فقر منجر شود. در این زمینه چین و هندوستان را می‌توان مثال زد. در این میان، آموزش بهتر، می‌تواند به رشد اقتصادی پایدار کمک کند و از این طریق فقر در کشورهای در حال توسعه کاهش یابد.

انتقادهای مطرح نسبت به آموزش اجباری
مطالعات بسیاری در سطح جهان اثبات کرده‌اند که ارتباط محکمی میان «کمیت آموزش» و «رشد اقتصادی» وجود ندارد بلکه آموزش باکیفیت و هدفمند است که می‌تواند رشد اقتصادی کشوری را تضمین کند. مطالعات نشان می‌دهند که «کمیت آموزش» تغییرات قابل توجهی را در رشد اقتصادی یک کشور به وجود نمی‌ آورد. برای نمونه آموزش کشاورزان روستایی به منظور استفاده از فناوری‌‌های مدرن یا تکنیک‌های جدید در تولید محصولات کشاورزی، می‌تواند بسیار کارآمد باشد. مطالعات نشان می‌ دهند که در حدود 50 درصد از تفاوت بهره‌‌وری کشاورزان آمریکایی در مقایسه با کشاورزان کشورهای کلمبیا، مصر، هندوستان و فیلیپین به مساله آموزش ارتباط دارد.
همچنین در برخی موارد، سیاست‌گذاری به منظور افزایش کمی پوشش دانش‌آموزان نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلانی است که به احتمال زیاد کیفیت را فدا خواهد کرد. برای نمونه، کشور ساحل عاج سیاست آموزشی جدیدی را تهیه و اجرا کرده که بر سه هدف استوار است: دستیابی همگان به تحصیلات ابتدایی، کاهش تبعیض جنسیتی در امر آموزش و تحصیلات و بالاخره باسواد کردن جمعیت بزرگسال کشور. این اهداف به بخش تحریک تقاضای آموزش مربوط می‌شوند و در کنار آن دولت باید سرمایه‌گذاری‌هایی را در بخش عرضه خدمات آموزشی انجام دهد. با توجه به آنکه تربیت معلمان و استخدام آنها نیازمند بودجه‌های کلانی است، افزایش تعداد مدارس و اجباری کردن تحصیل در کشور ساحل عاج، در فقدان بودجه کافی، می‌تواند به کاهش کیفیت آموزش منجر شود. همچنین دولت باید نظارت دقیقی بر کیفیت مدارس سطح کشور داشته باشد. برای نمونه در تانزانیا، بسیاری از دانش‌آموزانی که دوره ابتدایی را به پایان می‌رسانند، توانایی قبولی در دوره متوسطه را
ندارند.
از طرف دیگر باید یادآوری کنیم که آموزش یک فرآیند مادام‌العمر است و فقط منتهی به مدرسه نمی‌شود بلکه فرد طی زندگی خود از راه‌‌های گوناگون نظیر مطالعه روزنامه، اشتغال به کار، تربیت پدر و مادر آموزش می‌بیند. آموزش از طریق مدارس، فقط یکی از بخش‌های کوچک فرآیند آموزش است. این در حالی است که بسیاری از مطالبی که افراد در دوران تحصیل خود آموخته‌اند با گذر زمان به دست فراموشی سپرده
می‌شوند.
بسیاری از کودکان علاقه‌ای به تحصیل ندارند و ماندن در خانه یا اشتغال به کار می‌تواند وضعیت آنها را بهتر کند. نتیجه این می‌‌شود که کودکان زیادی همانند زندانیان در مدرسه حبس می‌شوند و این باور شکل می‌‌گیرد که برای اشتغال باید به تحصیلات عالی (کارشناسی ارشد یا دکترا) دست یافت. در گذشته گمان بر این بود که عواید سرمایه‌گذاری در تحصیلات ابتدایی بسیار زیاد است. به همین منظور اکثر کشورها به سرمایه‌گذاری در این بخش و اجباری کردن تحصیلات ابتدایی پرداختند. با وجود این، شواهد و مطالعات جدید این نظر را با تردیدهایی مواجه کرده است. برخی از شواهد حکایت از آن دارد که سرمایه‌گذاری در بخش آموزش عالی می‌تواند عواید بیشتری را برای کشورها به ارمغان آورد.
در عین حال به نظر می‌رسد که نرخ بازگشت سرمایه‌گذاری در تحصیلات مقدماتی در مقایسه با تحصیلات عالی بالاتر است، زیرا هزینه‌های توسعه تحصیلات مقدماتی اندک و درآمد و بهره‌وری حاصل از آن برای فرد بلندمدت است. این مساله نشان می‌دهد که منافع نشات گرفته از توسعه آموزش، به مولفه‌هایی چون سطح توسعه‌یافتگی و تقاضا برای کارگران آموزش دیده بستگی دارد.
از دیگر سو، اگرچه به باور پروفسور «بنفیلد» کارگران بسیاری از مهارت‌ها را طی اشتغال می‌آموزند، اما توسعه آموزش عمومی در جامعه باعث می‌شود که کارفرمایان نیز از آموزش کارگران آینده راضی باشند، زیرا وجود یک ساختار توسعه‌یافته آموزشی، باعث می‌شود که بدون نیاز به پرداخت هزینه‌ای از جانب آنان، کارگران آینده بخشی از آموزش و مهارت‌‌های لازم را کسب ‌کنند.
از طرف دیگر، به نظر می‌رسد که عبارت «همه کودکان حق تحصیل دارند» به درستی تفسیر نمی‌شود. مفهوم حق (right) به مسائلی اشاره می‌‌کند که به صورت بالقوه می‌توان دسترسی به آن را برای هر فرد تضمین کرد. برای مثال حق مالکیت فردی، دفاع شخصی و... نمونه‌‌هایی از «حق» هستند که می‌تواند میان غارنشینان (cavemen)، مردم سده نوزدهم یا انسان‌های مدرن قرن بیست‌و‌یکم اعمال شود، زیرا این حقوق مستقل از زمان و مکان هستند. اما حق داشتن یک شغل یا حق بهره‌‌مندی از تحصیل را نمی‌‌توان تضمین کرد. آیا می‌توان سخن از حقی به میان آورد که فقط در جوامع صنعتی و نسبتا ثروتمند قابل دستیابی
است؟
برای نمونه در ایالات متحده آمریکا، ایالت‌های ثروتمند در مقایسه با سایر ایالت‌ها، سرمایه‌گذاری بیشتری در بخش آموزش می‌کنند. حق تحصیل فقط زمانی فراهم می‌‌شود که مردم مکلف به انجام آن شوند. به علاوه تحصیل اجباری کسر کوچکی از آموزش‌هایی را پوشش می‌دهد که فرد طی زندگی خود به دست می‌آورد. اگر هر کودکی واقعا حق تحصیل داشته باشد چرا نباید حق خواندن روزنامه‌ها و مجلات را برای آنها در نظر بگیریم و به این ترتیب دولت ملزم شود تا مجلات عمومی رایگانی برای هر فرد علاقه‌مند تهیه کند.
از سوی دیگر، پدیده «کودکان کار»، در همه جوامع پدیده بدی محسوب نمی‌شود و چه بسا کار کودک بخشی از فرآیند آموزش و کسب مهارت کودکان باشد. برای نمونه در برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی، کودک 15 ساله ممکن است به دلیل نبود سرپرست خانوار، کلیه مسوولیت‌های خانواده را به عهده بگیرد. زمانی که کودکی تحت قانون تحصیل اجباری ناچار می‌شود که از بازار کار خارج شود و به تحصیل در مدرسه بپردازد در حالی که خودش یا پدر و مادر وی ترجیحات دیگری دارند، مطلوبیت کودک کاهش می‌یابد. توجه کنیم که بنا به اعلام سازمان بین‌المللی کار (ILO)، در صورتی که اشتغال کودک به سلامتی، آموزش و رشد فردی لطمه وارد نکند، این کودک جزو مصادیق کودکان کار محسوب نمی‌شود.
نکته دیگری که به آن اشاره شد، این است که به باور برخی از پژوهشگران، ارتقای آموزش نیروی کار به افزایش کارگران ماهر منجر می‌‌شود. اما این مساله مسیر تقاضا برای کارگران غیر‌ماهر و بی‌سواد را به سمت تقاضا برای کارگران باسواد و ماهر منحرف می‌کند که ممکن است در این مسیر دستمزدها نیز افزایش پیدا کنند. اما افزایش شمار نیروی کار تحصیل‌کرده و ماهر به کاهش شمار کارگران غیرماهر منجر می‌شود و به این ترتیب عرضه بیشتر نیروی کار ماهر، نیرویی می‌شود که به خودی خود به کاهش دستمزدها به سطح دستمزدهای کارگران غیرماهر می‌انجامد، زیرا تقاضا برای نیروی کار ماهر کمابیش ثابت است.
مطالعاتی که در شش کشور توسعه یافته (استرالیا، ایتالیا، بریتانیا، ژاپن، سوئد و فرانسه) انجام شد، اثبات می‌کند که آموزش عالی تاثیر مهمی بر رشد اقتصادی این کشورها دارد. اما باید اضافه کرد که آموزش، شرط کافی برای پیشرفت یک کشور نمی‌‌تواند باشد و در کنار آن، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی، ضریب نفوذ فناوری، قوانین مدرن و... نیز اهمیت دارد. به عبارت دیگر، در کنار تلاش برای افزایش آموزش باید فرصت‌‌ها نیز گسترش یابند و افراد این امکان را داشته باشند که از مهارت‌ها و دانش خود استفاده کنند. برای نمونه کشور سیرالئون ضمن اجرای برنامه‌های توسعه آموزش ابتدایی و نیز ایجاد مراکزی برای آموزش بزرگسالان بی‌سواد و کم‌سواد، به اجرای برنامه‌هایی با هدف ریشه‌یابی دلایل استخدام پایین فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها پرداخته است.

راهکاری برای آموزش کودکان کار
اجرای قانون اجباری کردن تحصیل برای کودکان، به سادگی امکان‌پذیر نیست، زیرا چنین کودکانی به دلایل متعدد در بازار کار حضور دارند و نمی‌توان از اشتغال آنها ممانعت و آنها را به حضور در مدرسه تشویق کرد. به همین دلیل در هندوستان سیاست آموزشی جدید تدارک دیده شده است که در مقایسه با گذشته انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. در واقع، سیاست آموزشی جدید هندوستان به صورتی است که تداخلی با کار کودکان ندارد. این برنامه، با عنوان برنامه «آموزش غیررسمی»
(non formal education)، مکملی برای برنامه آموزش رسمی است و تسهیلاتی را برای کودکان فقیری که ناچار به ترک تحصیل شده‌اند فراهم می‌‌آورد. این برنامه بر نیازهای «کودکان کار» مبتنی است. مخاطبان این برنامه، کودکان کار طبقات پایین جامعه به ویژه دختران گروه سنی 6 تا 14 سال و پسران و دخترانی هستند که در مشاغلی مانند قالی‌‌بافی و کشاورزی استخدام شده‌اند.
برنامه درسی ارائه‌شده در چارچوب طرح فوق، انعطاف‌پذیری مناسبی دارد که بر اساس نیازهای کودکان و نوجوانان شاغل تنظیم شده است. به عنوان مثال ساعات تشکیل کلاس‌‌‌ها، با توجه به جدول زمانی کار کودکان تنظیم می‌‌شود.
این برنامه موضوع انتقادهای زیادی نیز قرار گرفته است. محدودیت‌های ذاتی آن مانند بودجه اندک، آموزگاران بی‌تجربه و خستگی کودکان به دلیل داشتن یک روز کاری، از جمله انتقادهایی است که به این برنامه وارد می‌شود.
اما باید اضافه کرد که خانواده‌های فقیر راهی جز استفاده از کودکان به عنوان نیروی کار ندارند و شاید به منظور ایجاد یک چارچوب آموزشی برای این کودکان، هیچ چاره‌ای جز برنامه فوق وجود نداشته باشد.

جمع‌بندی
در کنار آموزش کودکان و نیروی کار، باید ساختار اقتصادی کشور را نیز اصلاح کرد تا از این طریق بنگاه‌های اقتصادی واقعا به نیروی کار ماهر و تحصیل‌کرده نیاز پیدا کنند. در غیر این صورت شاهد افزایش عرضه نیروی کار تحصیل‌کرده‌ای خواهیم بود که شغل متناسب با مهارت و آموزش خود پیدا نخواهند کرد (وضعیتی که اکنون در بازار کار ایران شاهد آن هستیم).
به نظر می‌رسد که سرمایه‌گذاری در بخش آموزش عالی بدون توجه به ظرفیت‌های اقتصادی کشور، میزان سرمایه‌گذاری خارجی، میزان ارتباط آموخته‌های دانشگاه با نیازهای بازار کار، نبود قوانین انعطاف‌پذیر و شفاف، نرخ بیکاری و... فقط به افزایش رقابت برای حضور در دانشگاه‌ها و افزایش ظرفیت کاذب آنها منجر می‌شود. در این صورت نه تنها به کاهش فقر کمک نکرده‌ایم بلکه افراد را برای مدت زمان طولانی از بازار کار دور نگاه خواهیم داشت.
در پایان باید گفت که ارتباط میان آموزش و فقر، رشد اقتصادی و توزیع درآمد ارتباطی پیچیده است، زیرا برای تاثیر آموزش بر فقر و توسعه اقتصادی نباید فقط به برنامه‌ریزی برای توسعه آموزش و سرمایه‌گذاری در آن بسنده شود بلکه مولفه‌های اجتماعی-اقتصادی مانند فرصت‌های شغلی، ساختار اقتصادی کشور، سطح دستمزدها، میزان استفاده از فناوری‌های مدرن و... نیز در تاثیر آن نقش خواهند داشت.
* دانش‌آموخته کارشناسی ارشد حقوق تجارت_دانشگاه تهران (Matin.lawyer@gmail.com)


برنامه توسعه آموزش کودکان کار در هندوستان
اجرای قانون اجباری کردن تحصیل برای کودکان، در بسیاری از کشورها به سادگی امکان‌پذیر نیست زیرا چنین کودکانی به دلایل متعدد در بازار کار حضور دارند و نمی‌توان از اشتغال آنها ممانعت و آنها را به حضور در مدرسه تشویق کرد. به همین دلیل در هندوستان سیاست آموزشی جدید تدارک دیده شده است که در مقایسه با گذشته انعطاف‌پذیری بیشتری دارد. در واقع، سیاست آموزشی جدید هندوستان به صورتی است که تداخلی با کار کودکان نداشته و در نتیجه می‌تواند بخش بزرگی از کودکان کار را جذب کند.
این برنامه، با عنوان برنامه «آموزش غیررسمی» (non formal education)، مکملی برای برنامه آموزش رسمی است و تسهیلاتی را برای کودکان فقیری که ناچار به ترک تحصیل شده‌اند فراهم می‌‌آورد. این برنامه بر نیازهای «کودکان کار» مبتنی است. مخاطبان این برنامه، کودکان کار طبقات پایین جامعه به ویژه دختران گروه سنی 6 تا 14 سال و پسران و دخترانی هستند که در مشاغلی مانند قالی‌‌بافی و کشاورزی استخدام شده‌اند.
برنامه درسی ارائه‌شده در چارچوب طرح فوق، انعطاف‌پذیری مناسبی دارد که بر اساس نیازهای کودکان و نوجوانان شاغل تنظیم شده است. به عنوان مثال ساعات تشکیل کلاس‌‌‌های آن با توجه به جدول زمانی کار کودکان تنظیم می‌‌شود. به‌رغم انتقادات متعدد واردشده بر این برنامه (بودجه اندک پرداختی از سوی دولت، آموزگاران بی‌تجربه و خستگی کودکان به دلیل داشتن یک روز کاری) به نظر می‌رسد برای بسیاری از خانوارهای به شدت فقیر هندی که راهی جز استفاده از کودکان به عنوان نیروی کار ندارند و شاید به منظور ایجاد یک چارچوب آموزشی برای این کودکان، هیچ چاره‌ای جز برنامه فوق وجود نداشته باشد.


متین پدرام*/ دنیای اقتصاد

فرانچایز (Franchise) چیست؟

فرانچایز (Franchise) چیست؟

یکی از مهمترین پدیده های دنیای معاصر در بخش خدمات عمومی را میتوان ایجاد الگوهای زنجیره ای کسب و کار یا به عبارتی صنعت Franchise دانست. امروزه تعداد فروشگاه های زنجیره ای در هر زمینه کاری با تعداد فروشگاه های منفرد رقابت میکند و در بعضی زمینه ها همچون رستوران ها، سهم قابل توجهی از بازار در اختیار رستوران های زنجیره ای است.

واقعیات امروز خبراز استقبال عمومی از برندهای زنجیره ای و Franchise ها هم در بحث سرمایه گذاری و هم استفاده از خدمات میدهد. براساس آمارهای موجود بطور متوسط هر شهرود بالای 18 سال در آمریکا روزانه حداقل از یک سرویس زنجیره ای ارایه شده توسط یک Franchise استفاده میکند.

گرایش عمومی به سرمایه گذاری در صنعت Franchise به حدی است که حتی کسب و کارهای منفرد به محض رسیدن به سود قابل توجه اقدام به تدوین یک الگوی استاندارد برای خود میکنند و با استفاده از سرمایه شخصی و یا جذب سرمایه گذار شعبه های جدید ایجاد میکنند و این کاری نیست جز حرکت بسوی تولد یک Franchise جدید.

بطور خلاصه استفاده از یک فرانچایز چیزی نیست جز تکرار یک الگوی آزمایش شده کسب و کار که منجر به کاهش ریسک سرمایه گذاری میشود. در چارچوب مفهوم فرانچاز سرمایه گذار طبق قراردادی مدون با ارایه دهنده فرانچایز (Franchazee) از تجربه او برای راه اندازی یک کسب و کار مشابه استفاده میکند و از این امر بهره میبرد.

به عنوان مثال بسیاری از مشهورترین رستوران های فست فود و کافی شاپ های زنجیره ای به همین طریق اداره میشوند. یعنی مالکیت هر شعبه با شخصی متفاوت است ولی بقیه موارد از نحوه تهیه مواد اولیه گرفته تا نحوه پخت غذا و حتی دکوراسیون و آرم و همه آنچه که توسط مشتری دیده میشود بر مبنای الگوی استانداردی صورت میگیرد که توسط ارایه دهنده Franchise تدوین شده است.

امروزه به موازات توسعه اقتصادی جهان و رقابتی تر شدن تجارت استفاده از فرانچایز ها به واسطه ریسک کمتر، کاهش هزینه های تبلیغاتی و همچنین رعایت استانداردهای کیفی گسترش روزافزونی یافته است بطوریکه امروزه میتوان از رستوران و سوپرمارکت تا خشکشویی و کارگاه فنی و از مهدکودک، مدرسه و دانشگاه تا درمانگاه و بیمارستان بصورت فرانچایز یافت. در این میان مالزی نیز با تاسیس انجمن فرانچایز و تدوین قوانین مربوطه زمینه ای مساعد برای فعالیت فرانچایزها فراهم کرده که فرصتی قابل توجه برای علاقه مندان به فعالیت در این زمینه فراهم کرده است. 


ویژگی های استفاده از فرانچایز:                                                                                                                                                                

1- کاهش ریسک سرمایه گذاری از طریق استفاده از یک برنامه آزمایش شده
2- عدم نیاز به تدوین برنامه آماده سازی. این قسمت توسط ارایه دهنده فرانچایز آماده شده است
3- عدم نیاز به تبلیغات. معمولا تبلیغات توسط ارایه دهنده انجام میشود
4- کاهش زمان مورد نیاز برای انجام مقدمات از قبیل دکوراسیون، طراحی، اجرا...
5- کاهش درگیری با پیمانکاران مختلف به دلیل وجود تعاریف دقیق
6- کاهش هزینه های جاری به دلیل وجود استانداردهای اجرایی
7- انجام پیشگیری های لازم برای عدم مواجه با مشکلات در مسیر اجرا
8- پشتیبانی فنی و تخصصی توسط ارایه دهنده فرانچایز

نکات منفی استفاده از فرانچایز:

1- وابستگی به یک برند خاص
2- الزام به اجرای مجموعه مشخصی از خدمات
3- ممنوعیت اعمال هرگونه تغییر بدون تایید ارایه دهنده فرانچایز
4- اجبار به استفاده از نام فرانچایز و عدم وجود مالکیت معنوی
5- منع اعمال سلیقه فردی در اصلاح و بهبود فرآیندها

با بررسی موارد فوق و مقایسه آن با ارزیابی هایی که از ریسک های کسب و کار داشتیم با یک جمع بندی میتوان گفت:

از فرانچایزها استفاده کنید اگر:

- برنامه مشخص و مطمئن تجاری ندارید
- با بازار کار آشنایی کافی ندارید
- تجربه عملی در زمینه مورد نظر سرمایه گذاری ندارید
- حوصله درگیری با پیمانکار و طراح دکور و... ندارید
- محدودیت زمانی دارید
- نمیخواهید ریسک کنید
- به استفاده از تجربه دیگران اعتقاد دارید
- میتوانید یک برنامه مشخص را بدون تغییر اجرا کنید

و در این موارد بهتر است از فرانچایز استفاده نکنید:

- برنامه مدون برای سرمایه گذاری دارید
- تجربه عملی در زمینه مرتبط دارید
- حاضر به ریسک هستید
- دوست دارید در کار خود اعمال سلیقه کنید

 

نمونه : فرانچایز در مالزی

کسب و کار فرانچایز در مالزی در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. دولت مالزی با تاسیس انجمن ارایه دهندگان فرانچایز در مالزی و تدوین مجموعه قوانین حقوقی مورد نیاز بستری مناسب و مطمئن برای فعالیت اقتصادی به این سبک فراهم کرده است.

از سوی دیگر اقبال عمومی به استفاده از فرانچایزها به عنوان خریدار و استقبال مردم منجر به رشد روز افزون این روش کسب و کار شده است. امروزه تعداد قابل توجهی شرکت در چارچوب انجمن فرانچایز مالزی فعال هستند و برنامه کسب و کار در اختیار سرمایه گذاران قرار میدهند. این شرکت های Franchizee هرکدام دارای مجموعه قوانین و رویه های مشخص و مدون برای انجام کارها هستند که لازم است تمام این رویه ها مشخص گردد تا مشکلی برای سرمایه گذار ایجاد نشود. زمینه های موفق در حال اجرا :

 رستوران ، کافی شاپ ،مینی مارکت ،خشکشویی، کالج زبان،آژانس مسافرتی،مهدکودک،نانوایی ،داروخانه ،آرایشگاه

تحقیقات بازار

 تحقیقات بازار

ایران به عنوان کشوری در درون نظام جهانی، پس از انقلاب شاهد تغییرات وسیعی در نظام اقتصادی خود بوده است. این گونه تغییرات محیطی، فرصتها و تهدیداتی را برای تولید کنندگان ایرانی به وجود آورده است. دیگر نمی‌توان به روشهای قدیمی بازرگانی متکی بود و در بلند مدت، شرکت‌هایی در بازار موفق خواهند شد که از منابع بازاریابی بهره‌برداری بهینه کنند. بازاریابی جدید، شناسایی و سنجش نیازها، خواسته‌ها، سلیقه‌ها، و اولویتهای برآورده نشده مشتریان آغاز می‌شود و پس از انتخاب بازار یا بازارهای هدف و در نظر گرفتن ویژگیهای مشتریان، با نگرشی دقیق، در زمینه محصول، قیمت، توزیع و ترفیع فروش، سیاستهایی تنظیم می‌شود. در بازاریابی نوین خدمت به مشتریان هدف اصلی است.

از آغاز دهه 1990 این اتفاق نظر بین صاحبنظران جهان حاصل شده که:

1- سازمانهای مشتری گرا و بازارگرا موفقترند.

2- موفقیت رقابتی در زمینه بازاریابی به شناخت درست بازارها، مشتریان و رقیبان بستگی دارد.

3- منبع اصلی شکست سازمانها نداشتن شناخت کافی از مصرف کنندگان و بازارها می‌باشد.

یکی از وسایلی که موجب تصمیمات سازنده و درست مدیران بازاریابی می‌شود. تحقیقات بازاریابی است بهره‌برداریهای مختلفی از تحقیقات بازاریابی به عمل می‌آید؛ از جمله این موارد عبارتند از:

1- تحقیقات بازاریابی نخستین گام در راه شناختن خریداران است. و در نتیجه زیر بنای مدیریت زمانهایی است که برنامه کار خود را با توجه به نیازها و خواسته‌های مشتریان تنظیم می‌کنند.

2- از تحقیقات بازاریابی در تعیین سیاستهای بازاریابی استفاده می‌کنند و به این ترتیب از عوامل قابل کنترل و خارج از کنترل بازار به بهترین صورت استفاده می‌شود.

3- تحقیقات بازاریابی با کشف بازارهای جدید، مورد استفاده از محصولات یا خدمات پیشین را گسترش می‌دهد.

4- تحقیقات بازاریابی باعث حذف تصمیماتی می‌شود که به اطلاعات نادرست و یا حدسیات استوار است.

5- تحقیقات بازاریابی با سنجش تقاضا، مقدار فروش و میزان عرضه آتی را تعیین می‌نماید و به این ترتیب از بروز عوامل نارسایی جلوگیری می‌کند.

6- تحقیقات بازاریابی موجب کاهش هزینه‌ها می‌شود.

7- تحقیقات بازاریابی تأثیر فعالیتهای تبلیغاتی را زیاد کرده، موجب افزایش فروش می‌شود.

نقش تحقیقات بازاریابی برقراری پیوند بین مشتری یا مصرف کننده و سازمان از طریق اطلاعات است.

 موسسه  تحقیقات بازار جامع پردازش پویا

http://www.market-research.ir